نظر F_1362 برای کتاب عشق و یک دروغ

عشق و یک دروغ
مارگریت وست، میمنت دانا
۴.۱
(امتیاز ۱۱۲۷ نفر)
F_1362
۲
۱۴۰۴/۱۲/۰۳
داستان کتاب در سطح نوجوان بود. هیچکدام از اتفاقات و شخصیت ها پرداخت نشدند. واقعا مشخص نشد چه مصائب و مشکلات عظیم و فاجعه آمیزی در زندگی راجر و روزا وجود داشته که راجر اینطور از روزا متنفر بود. در صورتیکه شخصیت روزا کاملا بصورت زنی مستقل و پرتلاش به تصویر کشیده شده که نه چشمشداشتی به مال راجر داره و نه حتی دنبال کسب توجه و محبت راجر بوده و نه حتی دنبال اذیت کردن راجر بود. چه اگر اینطور بود نُه سال زندگی دور از راجر رو تحمل نمی کرد و تمام این سالها سعی میکرد راجر رو آزار بده. سیسیلی که خودش ظاهراً قربانی فقر و بی اعتنایی و تمسخر طبقه اشراف بود، دونالد آرمیتاژ رو بازی داد، قول ازدواج داد و بدون هیچ توضیحی رهاش کرد. دقیقا همون کاری که فکر میکرد راجر در حقش کرده و انقدر بابتش عذاب کشید رو سر آرمیتاژ بیچاره درآورد. اتفاقات خیلی اغراق آمیز و بیش از اندازه تخیلی بودن. مثل عاشق شدن سیسیلی و راجر. پیدا شدن ناگهانی پدر سیسیلی. مرگ ناگهانی پدر سیسیلی. انتخاب لوییز برای سرپرستی سیسیلی اونم از بین اون همه خانم. مرگ روزا و... و البته جاهایی از کتاب همخوانی نداشت. مثل اینکه در ابتدا گفته شد سیسیلی حدودا بیست و یکی دو ساله اس ولی در جایی کاتی گفت که بیست و هفت سالشه و پنج سال از سیسیلی کوچکتره.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟