نظر م مسعودی برای کتاب زمینهای نفرین شده

زمینهای نفرین شده
م مسعودی
۱۴۰۴/۱۱/۲۸
00
داستان تکرار همیشگی فقر فرهنگ و تعصب کور. فرهنگ کوته نگری و تقلید کور کورانه یک جمع از اربابی که جز فخر و غرور بهره ای ندارد و با همین ظلم همه را به بند جهل و اطاعت و دنباله روی وامی دارد. مردمی که اتحاد را تنها در پیروی از افکار القاشده وتحمیل نابرابری حفظ می کنند و در عوض همدلی و یکی شدن برای پیشرفت زندگی، تاب موفقیت و بهروزی دیگری را ندارند و در حقیقت این خودشان هستند که تیشه به ریشه آسایش و رفاه خود می زنند و مثل عموم داستان های ارباب رعیتی پایان غم انگیز و اجبار به تحمل زندکی ریشه امید را می خشکاند. اما نویسنده انگار می خواست تلخی داستانش را با نثر ادبی و توصیف شاعرانه دشت و دمن و آسمان و زمین؛ آواز پرندگان و هیاهوی طبیعت تلطیف ببخشد و به نظرم ناهمگون با اصل داستان بود . داستان را طولانی کرده بود و چون تاثیری بر روحیه و نشاط افراد مورد حکایت نداشت کاملا زاید و اضافه بود.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.