سفر به مرکز زمین از کتابهای تخیلی ژول ورن داستان دانشمندی شیفتهی علم که به روز نامه یک عجیبی از به دانشمند ایسلندی به دستش میرسه که دو قرن قبلش مرده و اطلاعاتی بهش میده درباره به سفر خطرناک و اکتشافی در دهانه یک یک کوه آتشفشان در مرکز زمین.
پس به همراه برادرزاده ش که عاشق دختری در همسایگی شونه و نمیخواد به این سفر عجیب بیاد ولی دختر بهش میگه: «همچین تجربه سفری فقط یکبار در زندگی اتفاق میوفته، پس انجامش بده»، به سفری پرخطر و تا حدی بدون بازگشت میرن و اکتشافات جالبی هم دارن.
درنهایت هردو سالم برمیگردن و دانشمند همچنان به تدریسش ادامه میده و برادرزاده ش هم با دختر ازدواج میکنن.
تهش چطور به خونه برگشتن درحالی که روی مذابها درحال حرکت بودن؟؟؟
پس به همراه برادرزاده ش که عاشق دختری در همسایگی شونه و نمیخواد به این سفر عجیب بیاد ولی دختر بهش میگه: «همچین تجربه سفری فقط یکبار در زندگی اتفاق میوفته، پس انجامش بده»، به سفری پرخطر و تا حدی بدون بازگشت میرن و اکتشافات جالبی هم دارن.
درنهایت هردو سالم برمیگردن و دانشمند همچنان به تدریسش ادامه میده و برادرزاده ش هم با دختر ازدواج میکنن.
تهش چطور به خونه برگشتن درحالی که روی مذابها درحال حرکت بودن؟؟؟