شروع طوفانی داشت و من رو جذب کرد. کلا سیر داستان تو رو با خودش همراه میکرد و به نسبت جذاب بود امّا توقع آزمون خفن تری داشتم و به نظرم تا حدی آزمون جای کار داشت. شخصیت پردازی متوسط رو به بالا بود. (ولی خب همچنان متوسط) به نظرم یه جاهایی واقعا شورش در میومد و شیپ دو تا کاراکتر اصلی رو دوست نداشتم. یه جایی به بعد از زیادی طعنههایی که به هم میزدن خسته شدم و برام یکنواخت شد. به طور عجیبی کاراکترا خیلی خیلی لبخند میزنن. (هر دو سه دیالوگ یک بار) من لمسهای بی اندازه شون رو دوست نداشتم. یه سری جاها باگ داشت. مثلا چرا توی اون صحنهای که اعضای مقاومت به مجلس حمله کردن و کای گفت "دو نفر از از بچههای آزمون کشته شدن" پیدن جویا نشد که اون دو تا کشته کیا بودن؟ بعد یه چیزی که برام عجیبه شرکت کنندههای آزمون هاست. مگه بیشتر شرکت کنندههای آزمون از ساکنین قصر نبودن؟ دخترعمو پسرعمو یا مثلا دختر فلان مشاور معتمد.
فکرشو بکنین دختر مشاور پادشاه توسط شاهزاده کشته بشه. مشاور چطور خیلی عادی قراره توی قصر زندگی کنه؟ عجیب نیست؟ نه سوگواریای نه سرزنشی نه چیزی انگار یه مسئلهی خیلی خیلی پذیرفته شده است.
فکرشو بکنین دختر مشاور پادشاه توسط شاهزاده کشته بشه. مشاور چطور خیلی عادی قراره توی قصر زندگی کنه؟ عجیب نیست؟ نه سوگواریای نه سرزنشی نه چیزی انگار یه مسئلهی خیلی خیلی پذیرفته شده است.