جدای از بحث تحلیل این رمان من تونستم به عنوان روانشناس اختلال های محتمل روانی شخصیت اصلی داستان رو استخراج کنم که مشتمل بر: (1) اختلال شخصیت اسکیزوتایپال، که در قسمت اول داستان شامل انزوا طلبی، بی میلی به برقراری ارتباط با افراد و مشکل در صمیمیت، افکار عجیب و غریب و تحریف های شناختی (2) اختلال افسردگی همراه با خصایص روانپریشانه که شامل ناامیدی، بدبینی، منفی بافی، میل به خودکشی و تفکرات پوچ گرایانه (3) اختلال اسکیزوافکتیو که شامل توهم، هذیان، افکار آشفته همراه با چاشنی مشکلات عاطفی بود. در رابطه با خود رمان هم حقیقتا زیاد به دلم ننشست و جریان داستان کندی داشت و زیادی به شرح جزئیات پرداخته شده بود و کلمات قلمبه سلمبه زیاد داشت که از جریان روان موضوع اصلی داستان می کاست و بیشتر جنبه فلسفی به خودش می گرفت و فضای داستان فقط تیره و تار بود همین، درست مثل زباله دانی محتوای فکر یک بیمار روانپریش بدون هیچ مفهوم خاص یا هیجان مخاطب جذب کنی. روی هم رفته چنگی به دل نمی زد. باتشکر