نظر عسل رستمی برای کتاب دوستدار

دوستدار
عسل رستمی
۱۴۰۴/۱۱/۲۱
00
قلم مک فادنو دوست دارم به استثنای اینکه همیشه ته داستانو باز میذاره خوشایند نیست مثلا میتونست یه جمع بندی کلی داشته باشه راجع به فرار تامی و دیزی که کجا رفتن زندگیشون اونطور که پیش بینی میکردن دلچسب هست یانه اما اگه یکمی برگردیم به عقب دلم میخواست بدونم بعد از مرگ اسلاگ و شونه خالی کردنِ تامی از قتل پدرش چرا تامی و دیزی رابطه شونو بهم زدن. آیا پدر دیزی بلخره موفق شد بفهمه دخترش چه هیولای وحشتناکیه؟ چی به سر خانواده ی دیزی اومد پدرمادر سختگیرش چطور راضی شدن دخترشون ازشون دور بمونه و زندگی کنه. چرا هیچوقت چیزی راجع به سرانجام خانواده ی دیزی گفته نشدخیلی مسخرست که چون عاشق یه پسری بری هرچی معشوقه داره بکشی 😐کاش کمی بیشتر در مورد کشتن مقتولا توضیح میداد چطور و چگونه کشونده به جای خلوت چ مکالمه ای گفته شده و چرا بخشی از پوست سرشونو میکند؟ چرا جای دیگه نه؟ سه امتیاز میدم چون نتونست اونقدرا پاسخگوی سوالاتم باشه و اینکه باید بگم نکته ی مثبت داستان رفاقت سه نفری گرچن و دخترای داستان بود دل انگیز و دوست داشتنی بنظر میرسید اما در نهایت درس مهمی که برامون داشت اینکه به هیچکس اعتماد نکن بدترین آدما ممکنه تو زیباترین پوست ذاتشونو پنهان کنن. در پناه خرد و آگاهی
هیچ پاسخی ثبت نشده است.