نظر ایوبی برای کتاب صوتی داش آکل

داش آکل
ایوبی
۱۴۰۴/۱۱/۲۰
00
داش آکل یه لوتی با مرام که به وصیت دوستش حاجی بعد از مرگش وکیل و قیم دارایی و خانواده اش شده بوده در این بین با یک نگاه بک دل نه صد دل عاشق دختر نوجوان حاجی میشود اما به خاطر مسئولیتی که به گردن داشت و از ترس حرف مردم با مردانگی و جوانمردی که در وجودش بود جرات ابراز عشق نداشت به ناچار حرفهای دلش را به طوطی اش میگفت هفت سال گذشت و او فقط هوای اون خانواده رو داشت تا اینکه برای دختر یه خاستگار زشت و پیر پیدا شد و قرار شد اورا شوهر بدهند بازم داش آکل هیچ دخالتی نکرد فقط همه بزرگان شهر رو جمع کرد و مسئولیت رو از خودش سلب کرد در یک درگیری با دشمن قدیمی زخمی شد و فوت کردبعد از مرگش طوطی سخنگویش به مرجان رسید و طوطی تمام حرفای داش اکل روتکرار میکرد و یکسره میگفت مرجان تو مرا کشتی عشق تو مرا کشت انجا بود که مرجان فهمید داش آکل عاشقش بوده و برایش اشک ریخت
هیچ پاسخی ثبت نشده است.