اسپویل:
داستان درباره اتحاد و دوری از تفرقه بود، این بار درباره شاه آرتور که با میز گردش به شهرت رسید، که یعنی همه اطرافیان او از جایگاهی یکسان برخوردارند. شوهرخواهر او مادرد خود را وارث پادشاهی میداند و از جنگ و غارت هایی که در سراسر جزیره انگلستان وجود دارد، آگاهی دارد و از آن کسب سود می کند. آرتور از او میخواهد که با او متحد شده و کشورشان را دوباره یکپارچه کنند. او از اینکار امتناع کرده و سران قبایل را هم بر علیه وی می کند و بارها تلاش می کند که او را شکست داده و با جدایی انداختن بین او و دلاور وفادارش لائستوت او را بکشد. در نهایت مادرد توسط لائستوت میمیره و همه چیز در آرامش و اتحاد ادامه پیدا می کنه.
داستان درباره اتحاد و دوری از تفرقه بود، این بار درباره شاه آرتور که با میز گردش به شهرت رسید، که یعنی همه اطرافیان او از جایگاهی یکسان برخوردارند. شوهرخواهر او مادرد خود را وارث پادشاهی میداند و از جنگ و غارت هایی که در سراسر جزیره انگلستان وجود دارد، آگاهی دارد و از آن کسب سود می کند. آرتور از او میخواهد که با او متحد شده و کشورشان را دوباره یکپارچه کنند. او از اینکار امتناع کرده و سران قبایل را هم بر علیه وی می کند و بارها تلاش می کند که او را شکست داده و با جدایی انداختن بین او و دلاور وفادارش لائستوت او را بکشد. در نهایت مادرد توسط لائستوت میمیره و همه چیز در آرامش و اتحاد ادامه پیدا می کنه.