یه کتاب واقعا سیاهپوستانه بود. بله باور کنید نژادپرستی فقط مال سفید پوستها نیست و سیاه پوستها هم برای خودشون کاملا نژاد پرستن و از عقایدشون، خداهاشون و سبک زندگی شون به شدت حمایت میکنن. از لحاظ شباهت خیلی نزدیک به کتاب جاده گرسنه اثر بن اکری بود ولی اون کتاب یه عمق و مصیبتی داره که این هرگز نخواهد داشت ولی خط به خطش منو یاد اون میانداخت. شخصیت خاله و مادربزررگ هم منو یاد کتاب دلبند میانداخت. در مجموع کتاب متوسطی بود حتی در زمینهی نژادپرستی برعکس یا رواج عقاید و اصول مستعمره ها. شخصیت پردازیها ضعیف بود و فقط به خیانتها و عشقهای نامعمول افراد میرسید (مثلا سریال ترکی اینا) و فاز رئالیسم جادویی ناگهان با پلیسی قاطی میشد واش شله در میومد.
حرف اخر این که اگه این کتاب رو خوندید و خوشتون اومد برید جاده گرسنه رو بخونید عاشقش میشید.
حرف اخر این که اگه این کتاب رو خوندید و خوشتون اومد برید جاده گرسنه رو بخونید عاشقش میشید.