نظر مهتاب محسنی برای کتاب ناتوان

ناتوان
مهتاب محسنی
۱۴۰۴/۱۱/۱۵
10
داستان واقعا قابل پیش بینی بودیعنی من کاملا میتونستم حدث بزنم الان میخواد چی بشه و غیرقابل باور نمیدونم چجوری بگم شبیه رمانایی بود که دبیرستانیا مینویسن و میخونن یهو یه دختر از زاغهها میره تو قصر و همه عاشقش میشن و میخوان توجهشو جلب کنن و فلان. انگار مثلا اصلا اینا تاحالا تو زندگیشون دختر ندیدن و با اون همه اموزشهای سنگین و فلان که پدرشون بهشون داده بود اینا انقدر ساده لوح و پخمه باشن. مثلا کیت که اینهمه تو کتاب تاکید شده بود که برای پادشاهی اموزش دیده قطعا در مورد روابط خارجی و سیاسی و مذاکرات و ذهن طرف مقابلتو بخونو اینا اموزش دیده بوده و نباید با یه لبخند دختر و خوشگلیش، ذکاوت و سیاست و کیاستش بره زیرسوال. یا کای که عملا ماشین جنگی بود با لبخند و تماس کوچیک اصلا اموزشهای جنگیش یادش میره. چرته. ادم وقتی برای یه چیزی اموزش میبینه و درطول سالهای متمادی انجامش میده تو همون موقعیت واقعا حتی اگر تمرکزشم کم باشه ذهن و دست و بدن و... کار خودشونو میکنن. ولی درکل داستان جذابیتش یه جوری بود که من تا اخرشو خوندم و جلد بعدشم خریدم
هیچ پاسخی ثبت نشده است.