داستانی طنز و خنده دار درباره یک پاشه کش که نسل به نسل به صاحبش رسیده بود پاشنه کشی که سخنگو است و چه حرفای پر معنا و عجیبی هم میزند و صاحب بیچاره اش تا به مرز جنون رسانده اما در اخر به کوچه پرتاب میشود تا صاحبش که از او میترسید برای همیه از شرش خلاص شود