نظر شهرزاد برای کتاب صوتی کتاب دزد

کتاب دزد
شهرزاد
۱۴۰۴/۱۱/۱۱
20
نقد کتاب: نمی دونم چرا همیشه وقتی به این رمان فکر می کنم، حس می کنم دنیا پر از آدم های بی رحمه و فقط بعضی هاست که می فهمن چطور از دل تاریکی چیزی برای خودشون بسازن. لیزل… لیزل یه جورایی یه موجودیه که وسط آشوب و مرگ و جنون آدم ها، هنوز زنده مونده و تلاش می کنه خودش رو پیدا کنه. و حقیقتش، این که او به کتاب ها چنگ می زنه، کلمات رو می دزده، نه فقط برای خودش، بلکه برای یک جور مقاومت خاموش… خیلی شبیه اون چیزی که من فکر می کنم نویسنده ها باید بکنن. مقاومت توی جهان خشونت و نفرت، با نوشتن، با خواندن، با زنده نگه داشتن خاطره ها. از طرف دیگه، هانس هوبل… آدمی که تو دنیای واقعی می تونه همدلی کنه، شاید ضعیف باشه اما هنوز انسانیته رو حفظ کرده. بعضی وقت ها می بینی اون آدم ها که واقعی ترین اعمال رو انجام می دن، کم صدا هستن. و شاید این دقیقاً نقطه ی قوت کتابه؛ که قهرمان های واقعی، همیشه کسی که با تیترهای بزرگ باشه نیست. اما چیزی که آزارم می ده، اینه که بعضی جاها احساس می کنم داستان داره خیلی راحت اشک آدم رو در میاره، یه جور بازی با احساسات. مثل اینه که نویسنده بهت میگه: «گریه کن» نه اینکه خودت کشفش کنی. ولی در عین حال، همین حس، باعث می شه بیشتر به آدم ها و شخصیت ها فکر کنی، و شاید حتی به خودت. و مهم ترین چیز، چیزی که شاید فقط توی ذهن من عمیق می شه: کلمات قدرت دارن. نه فقط توی داستان، نه فقط برای لیزل، بلکه برای هر کسی که جرئت می کنه با نوشتن یا خواندن، در برابر ظلم، در برابر فراموشی، یا در برابر بی رحمی مقاومت کنه. پس در نهایت، «کتاب دزد» فقط داستان یه دختر نیست، داستان جنگ و کتاب نیست، داستان آدم هاست؛ آدم هایی که شکست می خورند، می میرند، یا زنده می مونن، اما مهم اینه که چطور یادشون می مونه.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.