نظر زبیر سعیدی برای کتاب صوتی حصار و سگهای پدرم

حصار و سگهای پدرم
زبیر سعیدی
۱۴۰۴/۱۱/۱۱
00
کاش امکان این رو داشت کە حتی اون یک ستارە رو هم نمیدادم، حاضرم قسم بخورم نویسنده ی این رمان، رمانِ بینوایانِ ویکتورهوگو، جنایات و مکافاتِ داستایوفسکی، بادبادک باز خالد حسینی، بیمار خاموشِ میخائلیدس، همسایه های احمد محمود، سال بلوای عباس معروفی رو نخونده تا متوجه بشە اسم این خزعبلات، رمان نیست، که اگه اینچنین باشه همه ی ما میتونیم رمانهای بهتر از این بنویسیم. رمانی بچه گانه و ضعیف که تا اواسط فصل پنجم رو تونستم دوام بیارم بعدش از شنیدنش دست کشیدم، و به عنوان یک کُرد تٲسف میخورم که قراره این رمان و رمانی مثل جمشیدخان عمویم، که باد او را با خود می برد از بختیار علی نمایندگی ادبیات نثر کردی را بر عهده داشته باشند.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.