نظر Kowsar برای کتاب بخش دی

بخش دی
Kowsar
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
00
اول از همه واقعا عالی، هیجان انگیز و غیرقابل پیش بینی و درگیر کننده. این اولین کتابی بود که از فریدا کافمن خوندم و از صبح نشستم یه نفس خوندمش و الان تموم کردم و با پایانی جذاب و کمی عجیب. یه سری نکات بودن که تناقض داشتن و درحین حال نیاز به توضیح: اولین و مهم ترین این چطور بخش روان پزشکی بود که دوربین مداربسته نداشت؟؟؟؟؟؟؟ مثلاً اگه دوستی کودکی شون برپایه شباهت ها بود، چطور جید اینقدر یهو تغییر کرد؟؟؟؟؟ چرا ایمی بطرز حرص درآوری فقط به درس اهمیت می داد نه درمان یا توجه به دوستش مثل مادرش احمق و روانیش که دستگاه نمره الف بساز فقط میخواس؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اولین بار که ایمی به جید گفت یه دختر بچه دیده تو مغازه لباس فروشی بود و به ظاهر بچه اشاره نکرد ولی تو خونه معلم ریاضی و تو شب سانحه گفت: هنوز اون دختربچه با موی طلایی حلقه دار رو میبینی؟؟ خیلی چیزا درباره جید عجیب بود، اونها اگه مثل قبل دوست و درس خوندن بودن احتمالا به یه دانشگاه میرفتم یا حداقل دوست بودن، آیا رفتار جید برای فرار از مشکلهاش بود؟؟؟ یا میخواس دلیلی برای انتقام داشته باشه مثل جمله آخرش تو شب سانحه؟؟؟؟ اینکه دکتر بک گفت یه دفعه کامرون رفته و ایمی در آخر یادش اومد به صدای بلند در!!! پس صداهای کمکی که از اتاق انفرادی یک شنید مال کی بود؟ مرد اتاق انفرادی دو چطور به قتل رسید؟ ولی عمیق ترین شکاف یا پیچیدگی داستان درباره دکتر بک بود. اینکه دقیقا توی یه شب بخش روان پزشکی که دوربین نداره هم آنتن نیست، هم تلفن قطع شده و هم کد واقعا عجیب بود. (درحالی که قبل از ورود به بخش کد رو از نامه شیفت گفت تو گوشیش نوشته) و درباره کامرون اون امتحان لعنتی رو قبول نشده بود، میشد قبل از این فاجعه ازش حرف بزنه، که تو اون شکل بد با کلی سوءتفاهم نمیره!!!
هیچ پاسخی ثبت نشده است.