نظر Farina Ramezani برای کتاب صوتی عمارت قناس
Farina Ramezani
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
45
من چون رمانهای معمایی جدید رو مطالعه کردم همذات پنداری با رمانهای سبک جدید جذاب تره برام. با رمانهای قدیمی پلیسی سخت ارتباط برقرار میکنم. چون حاشیه پردازی زیاده. هیجان انقدری که باید باشه نیست. اواسط میشه حتی قاتل رو حدس زد. سبک زندگی رمانهای قدیمی شبیه امروز نیست. مثلا موبایل نیست. اینترنت نیست. اگاتا کریستی در زمان خودش خیلی معروف میشه و البته واقعا سزاوار هم بوده. اما الان رمانهای پلیسی خیلی متنوع و هیجان انگیز تر شدند و سرعت داستانها هم بالاتر رفته و همذات پنداری با اونها راحتتره و جذابیت بالاتر میره. در عمارت قناس اینکه در شهر لندن پیرمرد ۱۵۰ سانتی پولدار ۸۵ ساله که زیرک باشه و بد قیافه و زنها عاشقش باشند خیلی غیر قابل درکه. اوایل داستان هم خسته کننده بود اما از اواسط تازه میفهمی چی به چیه و کشش بوجود میاد. اینکه چند نفر رمان رو بخواهند روایت کنند کار رو از جذابیت میندازه. چون انتظار شنونده میره به سمت شنبدن نمایشنامه رادیویی اما این انتظار براورده نمیشه. روایها فقط متن رو از روی متن میخونن و حس و حالی نمیتونن به نقش و لحن صداشون بدهند. به نطر من بهتره یک نفر روایت کنه و صدای شخصیتهای مختلف رو خودش در بیاره.
سپنتا اکباتانی
۱۴۰۵/۰۶/۰۳
هر فردی نظر خودش رو داره ولی به نظرم وجود صدا های متوع در داستان باعث کشش داستانی و ارتباط بهتر مخاطب با اثر می شه. در اون مورد هم که گفتی کتاب با کتاب های پلیسی پرتعلیق امروزی فرق داره یه نکته ای رو بگم. امروزه بسیاری از کتابای جنایی_پلیسی با هدف ایجاد حس تعلیق و هیجانات نوشته می شن. اینطوریه که مخاطب (که تازه کاره و صرفا می خواد یه هیجانی رو تجربه کنه) جذبش می شه. در گذشته اینطور نبود . کتابها پخته تر بودند