ایدهی داستان میتونه سوژهی یک فیلم سینمایی طنز باشه!
حقیقتش قبل از نوشتن نظر، نظر دوستان رو خوندم و دیدم چقدر برداشتهای جالب و زیبایی از این کتاب داشتند و یک دوستی نوشته بود «روشنفکری شغل بود و کانونش مثل یک روسپیخانه اداره میشد» واقعاً خیلی برداشت جالبی بود و من با نظر ایشون موافقم! اینکه رئیس کانون حتی تحصیلات دانشگاهی نداشت خودش یک نکتهست!
خیلی وقتها یک مکتبی مورد توجه قرار میگیره یا به اصطلاح مُد میشه... اون هم توسط افرادی که خودشون در اون زمینه «هیچ» هستند!
حقیقتش قبل از نوشتن نظر، نظر دوستان رو خوندم و دیدم چقدر برداشتهای جالب و زیبایی از این کتاب داشتند و یک دوستی نوشته بود «روشنفکری شغل بود و کانونش مثل یک روسپیخانه اداره میشد» واقعاً خیلی برداشت جالبی بود و من با نظر ایشون موافقم! اینکه رئیس کانون حتی تحصیلات دانشگاهی نداشت خودش یک نکتهست!
خیلی وقتها یک مکتبی مورد توجه قرار میگیره یا به اصطلاح مُد میشه... اون هم توسط افرادی که خودشون در اون زمینه «هیچ» هستند!