باسلام این داستان در مورد خانمی بود که در اثر تحقیق درباره یک هنرمند به اون مرد علاقمند شده بود و توقع داشت اون هنرمند هم چنین علاقهای بهش داشته باشه در صورتیکه هیچی درباره زندگی خصوصی و بسیاری مسائل شخصی و روحیات اون مرد اطلاعاتی نداشت و به نظرم به زور میخواست که تصرفش کنه و باهاش زندگی کنه این موضوع شاید برای خیلی پیش اومده باشه که دیوانه وار کسیو میخوای ولی اون واقعا نمیخوادت. هم خیلی دلم برای این حماقت و سادگی دختر سوخت هم اینکه خودش خواست که پسر اونو سرکار بزاره. مسائل فلسفی و روانشناسی هم توی داستان زیاد یادآوری شده بود و عمق حس دختر رو بهم منتقل میکرد. اسامی زیادی توی داستان نبودو همین باعث ساده فهمی ماجرا میشد. صدای خانم باران نیکراه هم که عالی بود. ممنونم از کتابراه عزیزم