بیش از همه چیز این اثر برای من ارزش تاریخی داشت، یه پکیج اطلاعاتی جامع سیاسی اجتماعی، فرهنگی از تحولات نیمه اول قرن نوزدهم در روسیه تزاری و کنشها و واکنشهای حکومت تزاری، طبقه اشراف، آریستوکراتها و روشنفکران و طبقه تحصیل کرده و دغدغه مندان جامعه رو ارائه داد.
یه معرفی از جریانهای فکری رایج اون زمان هم بود از جمله مکتب فوریه.
نه تنها به تحولات اون دوره تاریخی روسیه پرداخته بلکه اشارههای مهمی به اروپا هم شده، باعث شد کنجکاو بشم و برم مطالعه بیشتری درباره دوره تزاری قرن نوزدهم روسیه داشته باشم که واقعا برام جذاب بود.
دورهای که این محفل پتراشوفسکی برقرار بوده و بعد اعضاش بازداشت شدند دوره نیکولای اول بوده که سخت گیریهای زیادی علیه منتقدان اعمال میشده و من در تحقیقات خودم متوجه شدم نیکولای اول شخصا بررسی و سانسور آثار پوشکین رو انجام میداده. علت این نگرانیها و سخت گیریهای اون هم انقلابهای متعدد در اروپا و جنبش دیکابریستها (دسامبریست ها) در 1825 در روسیه بوده.
اما دورهای که داستایوفسکی این کتاب رو منتشر کرد پنج شش سال بعد از آغاز حکومت الکساندر دوم بوده که برعکس پدرش انعطاف پذیرتر و دغدغه مند تر بود و دست به اصلاحات مهمی در سیستم حقوقی و سیاسی زد و سرف داری رو هرچند نه به بهترین شکل ممکن، اما لغو کرد. فضا برای انتقاد از فرآیندهای معیوب و درخواست تجدید نظر بازتر بود. حیف که الکساندر دوم بعدها ترور شد.
شنیدن این کتاب رو قویا توصیه میکنم.
یه معرفی از جریانهای فکری رایج اون زمان هم بود از جمله مکتب فوریه.
نه تنها به تحولات اون دوره تاریخی روسیه پرداخته بلکه اشارههای مهمی به اروپا هم شده، باعث شد کنجکاو بشم و برم مطالعه بیشتری درباره دوره تزاری قرن نوزدهم روسیه داشته باشم که واقعا برام جذاب بود.
دورهای که این محفل پتراشوفسکی برقرار بوده و بعد اعضاش بازداشت شدند دوره نیکولای اول بوده که سخت گیریهای زیادی علیه منتقدان اعمال میشده و من در تحقیقات خودم متوجه شدم نیکولای اول شخصا بررسی و سانسور آثار پوشکین رو انجام میداده. علت این نگرانیها و سخت گیریهای اون هم انقلابهای متعدد در اروپا و جنبش دیکابریستها (دسامبریست ها) در 1825 در روسیه بوده.
اما دورهای که داستایوفسکی این کتاب رو منتشر کرد پنج شش سال بعد از آغاز حکومت الکساندر دوم بوده که برعکس پدرش انعطاف پذیرتر و دغدغه مند تر بود و دست به اصلاحات مهمی در سیستم حقوقی و سیاسی زد و سرف داری رو هرچند نه به بهترین شکل ممکن، اما لغو کرد. فضا برای انتقاد از فرآیندهای معیوب و درخواست تجدید نظر بازتر بود. حیف که الکساندر دوم بعدها ترور شد.
شنیدن این کتاب رو قویا توصیه میکنم.