موضوع این کتاب درمورد محکوم به اعدامی است که در یک قدمی مرگ قرار گرفته و در این فاصله ذهن او به گذشته برمیگردد. ساعت گرگ ومیش در پی آگاهی و روشنایی است. لحن داستان حاضر شعرگونه است و زمان و مکان در آن مطرح نیست ورفت وبرگشتهای ذهن راوی داستان را میسازد