نظر ر حسینى برای کتاب نگذار بماند

نگذار بماند
نیکولا ساندرز، زهرا مهریزی
۳۰۰ رای
ر حسینى
۱۴۰۴/۰۸/۲۴
بعد از خوندن «نگذار بماند» اولین چیزی که تو ذهنم موند، حس اضطراب آرامش مخربی بود که از همون اول تا آخر دنبالم می کرد. داستان از وقتی کلوئی وارد زندگی جوآن و ریچارد می شه، یه جورایی همه چی از شکل طبیعی خودش خارج می شه. واقعاً نمی دونستم باید بهش شک کنم یا دلم براش بسوزه، چون نویسنده عمداً کاری می کنه تا آخرش هم نفهمی این دختر بی آزارِ آسیب دیده است یا یه خطر پنهان. جوآن هم که راوی داستانه، با اون وضعیتِ مادر تازه بودنش، باعث می شه همه چی واقعی تر و ملموس تر به نظر بیاد. چند بار پیش اومد که با خودم گفتم: «نکنه واقعاً داره خیالاتی می شه؟» همین کشمکش ذهنی بین واقعیت و خیال، کتاب رو جذاب کرده بود. البته بعضی جاها قابل حدس بود، مخصوصاً وسط های داستان، ولی حس کلی کتاب اون قدر خوبه که این موضوع رو خیلی تحت تأثیر قرار نمی ده. پایانش هم یه جورایی بازه؛ نه اون قدری که اعصابت خرد بشه، ولی اون قدری که بعد از بستن کتاب، چند دقیقه ای بهش فکر کنی. در کل، اگه دنبال یه تریلر روان شناختی پرتعلیق و روان خوان هستی که باهات بازی ذهنی هم بکنه، «نگذار بماند» انتخاب خوبیه.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟