کتاب روایت نصفه و نیمه ای از داستان داره، نویسنده دو خط داستانی حال و گذشته رو توضیح میده و در نیمه کتاب یهو خط داستانی گذشته رو رها میکنه، هیچ توضیحی نمیده و خیلی از سوالات رو بی جواب می ذاره. هیچ صحبتی نمیکنه درمورد اینکه چی شده که یه آدم به اون حد از روانی بودن رسیده و یه کوچولو دور از واقعیته: *خطر اسپویل* (قسمت عجیبِ یهو پیدا کردن همدیگه هم واقعا غیرواقعی بود)