چند داستان روانشناختی هست که تراک های اول و دو وسوم بیشتر داستانهای قدیمی مربوط به صد سال پیش که برق نبود و حمام خزینه بود ومردم از تاریکی وحشت داشتند و حس میکردن تو تاریکی چیزهایی دیدن، بود. ولی قسمت پنجم داستان واقعا قشنگ و گوتیک هستش. کلا میتونست داستانها خیلی بهتر باشه اگر اینقدر اضافه گویی و توصیفات بدون لزوم نداشت