خیلی عجیبه که توی کامنتا درمورد این کتاب نقد به درد بخوری ندیدم! همه یا سرسری خوندنش، یا درست متوجه نشدن، هیچ کس جز یک نفر به نمادگرایی داستان توجهی نکرد، هیچ کس نفهمید چرا این داستان واقعیه! اینکه چرا اون مبلها سیاه بودن و براق مثل نفت! چرا ایرانیان نباید روش مینشستن و استراحت میکردن! چرا زیر زمین بودن و هرکی تمبلی میکرد و دست از تلاش میکشید میخوردن! به نظرم حتی اسامی آدمها و شخصیتهاشون هم الله بختکی انتخاب نشده بود. در مورد پایان بندی هم باید بگم درسته ضعیف بود ولی شیوه روایی گزارشی تقریبا همینه، عزیزانی که متوجه پایان ماجرا نشدن مجدد میتونن برگردن و اول داستان رو بخونن تا هم متوجه بشن سرنوشت میترا چی شد هم اینکه بفهمن پیرمرد همسایه و یادداشتهای میترا و تخیل نویسنده مجموعا به نویسنده کمک کرده داستان رو با همه حفرههای ذهنی بنویسه. درواقع راوی هم مثل ما اونجا نبوده و بر اساس گزارشات و تخیل این روایت رو نوشته، تاکید بر حقیقت بودن داستان اما به حقیقت بودن اصل داستان اشاره داره، شاید نویسنده تصمیم گرفته داستان واقعی رو پشت یک داستان ترسناک پنهان کنه و ازت انتظار داره با توجه به اسامی، نمادها، مکالمههاو... خودت داستان واقعی رو کشف کنی و بفهمی. شاید باید خانهی دکتر ایرانیان رو یک سرزمین تصور کنی، زیر زمینش رو گذشته و تاریخ و ریشه اون سرزمین، جایی که مملو از گنجهای پنهان و سرگذشتهای تاریک و روشنه، جایی که باید بدون دستبرد بمونه شاید مبلها رو باید هیولای نفت ببینیم، نفتی که از وقتی کشف شد سیر زندگی آدمای اون سرزمینو از مسیر عادی خارج کرد...
در نهایت داستان جالبی بود. چند جا اشتباه لپی و ایراد روایی داشت. نیاز به ویرایش و بازنگری داشت. اما خوب بود. چهار ستاره دادم.
شهرزاد
۱۴۰۴/۰۴/۲۲
احتمال میدم بعضی نقدها حذف میشن چون کاملا معلوم بود صندلیها نماد نفت و کل داستان تاریخ ۲۰۰ ساله ایرانه که خیلی هم ترسناکه واقعا و احتمال زیاد کسایی که تو نقد به این اشاره کردند حذف شدند که اسپویل نشه
Mahsa
۱۴۰۴/۱۲/۱۸
چقدر درست و چقدر طرز فکر و بینش عمیقی دارید. واقعا لذت بردم. مچکرم
در نهایت داستان جالبی بود. چند جا اشتباه لپی و ایراد روایی داشت. نیاز به ویرایش و بازنگری داشت. اما خوب بود. چهار ستاره دادم.