کتاب غریبهها داستانی در مورد روابط و احساسات سرد خانوادگی است. پدری که با زحمات زیاد خونه و زندگی مرفهی برای خواهر و مادر و همسر و فرزندان خود ساخته است وقتی جواب آزمایش رو میگیره و میفهمه که تا دوماه بیشتر زنده نیست توقع حمایت و رو حیه دادن از سمت خانواده رو داره ولی هرکس بغکر منافع و کار خودش هست و به فکر پدر مریضشون نیست و این برای پدر خیلی سنگین است