اگر مجموعه مضامین یک داستان را مثل دایرههای یک دارت در نظر بگیریم، هنر یک رماننویس این نیست که با روایتش به نقطهی مرکزی شلیک کند. هنرش این است که در حلقههای بیرونی چنان هنرمندانه شلیک کند که هیچ کدام از تیرهایش به نقطهی مرکزی برخورد نکنند؛ اما در عین حال نقطهی مرکزی را در ذهن خوانندهاش برجسته کند