من خوشم امد جالب بوداولش فکر کردم زن توی کماست و داره خاطراتشو میبینهاما اخر سر متوجه شدم که پیش روان کاو رفته و داره خاطراتشو میبینهخاطراتو مثله یه خواب میدید ۱۰ تا اتاق بود و ۱۰ تا خاطرهمختلف از بچگی تا بزرگ سالیشاز دعوای بین پدر مادرش تا نوجوانی و خواندن رومانتا رفتن لب دریا و تصادف با دوستشزنی که مشکلات روانی داشت