داستان در مورد زنی ۴۵ ساله است که به خاطره تنهایی میخواد ازدواج کند و با وجود اینکه شوهرش چهره زیبایی نداشت و دو دختر داشت به خودش دلداری میداد حداقل دیگه تنها نیستم و یه همدم دارم و خودم هم چندان زیبا نیستم ولی وقتی میره پیش خواهر شوهرش متوجه میشه که قضیه اونطور که اون فکر میکرده نیست