روایتی ست از مردی متولد ۱۳۱۹ در روزگار امروز، مردی عاشق که سالها دل در گرو دختر همسایه داشته و هرگز نتوانسته حتی به زبان بیاورد، مردی که حتی عاشق شغل دیگری بوده اما به خواست پدر مجبور به ادامه شغل خانوادگی شده، تقدیم به او که دوستش دارم، نماد مردی ست که باورهای غلط دوران زندگی را به او بدهکار کرده برای تمام لحظههایی که میتوانست زندگی کند و نگرد اما هرگز تابوهای اجتماعی مانع نشد او از رویاهایش دست بکشد و زندگی را به کام خود تلخ کند با تمام تلخیهای دوران او عاشق میماند و با عشق زندگی میکند تا روزی که روزگار بدهیاش را به او بپردازد.