یک رمان عاشقانه در مورد یک دختر به نام لیگ هست که عاشق پسری به نام ویل هست ویل معلم اوست آنها از نظر مشکلات با هم تفاهم دارند ویل پدر و مادرش را در تصادف از دست داده و از برادر ۹ سالهاش کالدر مراقبت میکند و لیک پدرش مرده و مادرش سرطان دارد و اون یکی از برادر ۹ سالهاش کل مراقبت میکند برادرهایشان با هم دوست هستند در واقع ین آنها دعواها و مشاجرههای مختلفی میافتد به نظر من لیگ یک دختر نازک نارنجی که تحمل سختیها را ندارد و مدام غر میزند و زیر بار مسئولیت شونه خالی میکنه اصلاً از شخصیت او خوشم نیومد تو مدرسه هم زیاد درس نمیخونه و بعضی از کلاسها جیم میشد حتی تو شعر گفتن هم استعداد نداشت ا مادرش هم دعوا میکرد و فقط میخواست آهنگ گوش کنه اما ویل بیشتر مسئولیت پذیر بود به نظر من در تمام داستان فقط برادرهایشان کل و کالدر شاد و بی دغدغه بودند ویل و لیک وانستند با سختیها مقابله کنند تقریباً با داستان انس گرفته بودم که تمام شد کلاً رمانها را من در یک یا دو روز تمام میکنم.