داستان روایتگر جوانی بود که دو شیفت در بیمارستان کار میکرد و مسئول بخش گمشدن انگشتهای یک موزیسین رو به گردن این جوون میندازه و بسیار سختگیر و به ظاهر قانون بند هستش ولی قانون و سختگیری فقط برای پرسنل زیر دست هستش و این خانم همه قوانین رو دور میزنه که در آخر هم معلوم شد با موزیسین یک مشکل قدیمی داشتن و اون انگشتها رو دزدیده.