داستان درباره نوعی تفکر فلسفی درباره اینست که حقیقت محضی وجود ندارد و این انسان است که مشخص کنندهی حقیقت و تعیین کنندهی بدی و خوبی هست. نویسنده فضای کلاسهای دانشگاه و بحث بین اساتید و دانشجوها و اختلاف نظرات را خوب به تصویر میکشد. از دل قصه میشد اضطراب دانشجوها و همهمه و آشفتگی کلاس بدون استاد را به راحتی احساس کرد.