من واقعا واسم سوال بود که چرا هیچکس، مختار رو دعوا و سرزنش نمیکرد؟ مگه میشه آدم باعث بشه داداش بره تو کما و فلج بشه ولی همه بازم طرفدارش باشن. یا اینکه چندبار به گلمریم تجاوز کنه حامله اش کنه، همه هم بدونن کاره مختاره ولی کسی بهش چیزی نگه؟ ارث و میراثو بالا بکشه حق مادرشو بخوره، بازم مادرش طرفداریشو بکنه. یا اینا عقل نداشتن یا نویسنده. منکه از این همه بی تفاوتی تعجب کردم. داستان خیلی دوغکی بود.