داستان درمورد پروانه ای هست که حین پرواز بالهاش یخ زده و زمانی که همه چیزو فراموش کرده از سرما سنجاقکی میاد و براش برگی میاره تا روش بشینه و یخ های بالهاش اب بشه و بعد به دنبال یه خونه جدید برای پروانه میگردن. در ناامیدی همیشه امیدی وجود داره از این داستان این برداشت رو میکنم