خانم عامری موضوع جالبی رو برای درمانشون در نظر گرفته بودن... اوایلش هم خیلی خوب پیش برده بودن اما از اواسط داستان موضوع خیلی عجیب و غیر قابل باور شده بود... برای مردی که قبلا چوب ندونم کاریهای خودش و دخالتهای مادرش رو دیده آنقدر خونسرد و بی اعتنا برخورد کردن خیلی دور از ذهنه... و البته رفت و آمدهای بی دلیل دختر خاله آقای مصفا... امیدوارم شاهد کارهای بهتری از نویسنده نویسنده گرامی باشم