این کتاب جزو کتاب هاییه که من خیلی وقته دنبال میکنم و هر سری که میخونم از قدرت تخیل نویسنده حیرت میکنم انگار داره خاطرات یکیو تعریف میکنه انگار واقعیه و آدم دوست داره ک باور کنه اما خب اینار تصمیم گرفتم کمی این کتاب رو بررسی کنم و به این نتیجه رسیدم ایده نصف کردن قلب از کارکترهای سنووایت و چارمینگ سریال روزی روزگاری مشابه هست حالا نویسنده کمی قواعد بهش اضافه کرده و تغییرش داده که خب خالی از خلاقیت نیست و بنظرم خیلی عادیه این موضوع چون اقتباس و الهام و ایده گرفتن خیلی رواجه و خواستم فقط اشاره کنم و موضوع بعدیام ست که پارسیس چطوری به زبان پریان صحبت میکنه و اونو میفهمه!! مگه انسان نیست؟؟ آیا نکته چیزی توی کتاب در این باره اشاره شده که جا انداختم؟؟ کل کتاب اشاره شده که سرنوشت بنابه دلایلی اونه رو کشونده اما مسئله زبان اشاره نشده و اینکه تینا چطوری از بدو ورود میتونست ب این زبان پری صحبت کنه و برای پارسیس سوال برانگیز نشد؟
ممنونم از کتابراه بابت حمایت از این کتاب خوب
mehrshad mousavi
۱۴۰۳/۰۹/۰۱
پارسیس در واقع به این خاطر میتونه زبان پریان رو بفهمه که از اون دروازه رد شد که بعد از اون چشاش درخشید و احتمالا قدرتشم از اون گرفت
و با مطالعه دوباره کتاب فهمیدم که جایی که دارن از اون غاری که به کیهانها و گیتیهای بالا وصل بود حفاظت میکنن یکی از جادوگرهای زمینی گفت در قسمتی از غار مدخلی وجود داره که مسیری بهش نیست ولی دروازهای هست که رد شدن ازش میتونه افراد رو به ابعاد وجودی بالاتر ببره که حدس میزنم همون دروازه آیه که بارسیس و دینارگل ازش عبور کردن
ممنونم از کتابراه بابت حمایت از این کتاب خوب