چقدر این قصه و شخصیت اصلی دوست داشتنی بودند. بیوه ریزنقش تقریبا تا انتهای داستان بدون اسم باقی میماند و عجیب اینکه آدمهای اطرافش که حتی نام او را نمیدانستند، اینهمه او را قضاوت کرده و حتی او را جادوگر خطاب میکردند. زنی که به دنبال یک زندگی آرام بود، اما قربانی مردان اشتباهی شد که سر راهش قرار گرفته بودند. توصیفات داستان و کلمای که در آن به کار برده شده، بسیار از لحاظ ادبی غنی بود. پرداختن به جزئیات نیز قوه تخیل شنونده را قلقلک میدهد و حتی اگر نخواهد، داستان مانند تصویر روی پرده سینما، در ذهن او شکل میگیرد. صداپیشگان نیز عالی بودند. ممنون از تلاش همه عزیزان برای این اثر فوق العاده.