داستان گرفتن فال است و تقلب کردن در فال. دختر داستان هرچه میکوشد که دائی را راضی کند که فال نشان شده او را بخواند دائی قبول نمیکند. رشوه نمیگیرد. کاش همه ما در هر کاری که هستیم این جور رفتار کنیم. رشوه نگیریم، هدیه نگیریم، کار درست را انجام دهیم ممنونم از کتابراه