خیلی داستان کتاب جالب بود. کتاب در واقع از جهل و اندوه مردم میگه که باعث میشد بزرگانِ شهرشون ازش سواستفاده کنن و جادوگرِ بدی که مردم فکر میکردن خوبه و جادوگرِ خوبی که مردم فکر میکردن بدِ. و عاقبتِ مردمی که بالاخره بیدار شدن و شهرشون آزاد شد از غم و اندوه و بزرگانی که بالاخره به سزای اعمال پستشون رسیدن