به نام خدا همراه هستیم با یک اثر دیگر از خاور دور یعنی شرق که البته برای ساکنین خاورمیانه خاور دور محسوب نمیشود زیاد چون بین چند قارهی دنیاست و البته این مسعله کمی پیچیده است که نیاز به بررسی مفصل که البته دراینجا مبحث مورد بررسی ما چیز دیگریست یعنی ذن! که میراث بودا برای مابقی انسانهاست و دقت کنید که برای همه انسان ها! چون او گفت بعد از مرگم از من بت نسازید خودتون رو بودایی خطاب نکنیند و بودا به هرکسی اطلاق میشه که به ارامش درون رسیده باشد و روشنگی! و اصلا کلمهی بودا یک تصنیف است که در دورههای مختلف داعما در حال تکرار است و طبق افسانههای بودایی او چیزیست که در هر عصر ظهور میکند تا انسان را به سعادت برساند کع هم اکنون نیز پیروانش منتظر ظهور بودا هستند. و اما ذن این مبحث پرملات و پرمحتوا که خیلی روی بی محتوایی خود تاکید دارد در حالی که واقعا از جزعیات زیادی بهره میبرد و شامل بخشهای گوناگون و حالتهای مختلف روانی انسان میشود که در آن چگونه باز خود را از نوع تنظیم کنیم و به آرامش برسیم در ابتدا که کتاب را گوش میدادم کمی حوصله سر بر بود و حس میکردم محتویات آن دسته دوم و تقریبا فاقد اهمیت است درصورتی که اینگونه نیست و باید به خوبی به آن گوش سپرد چون شامل جزعیات بسیار بسیار زیادیست و البته حس کردم که کتاب رفته رفته چنانچه به سمت پایان نزدیک میشود مفاهیم مهم تری را پیش میکشد و بشخصه خیلی از اصطلاحات بودایی طور خوشمان میآید و یک چیزی که در این کتاب به آن پی بردم گذشته حال و ایندهی انسان در یک لحظست یعنی منی که در گذشته کتاب را خواندهام و حال و منی که دراینده آن را میخوانم گویی همهی اینها به هم وصل هستند! به طور کلی لحن گوینده هم مهم است حس میکنم باید بخش اخررو مرورکنم