این داستان و خیلی دوست داشتم قلم صادق هدایت واقعا حرف نداره با این داستان متوجه میشیم وقتی لات ها عاشق بشند کلا تغییر می کنند آخرش خیلی دوست داشتم برای اینکه داش آکل با یکی حرف بزنه و درد و دل کنه یک طوطی میگیره همه حرف احساسیشو بهش میگه و وقتی میمیره وصیت می کنه طوطی بره پیش دختر وقتی می ره همه حرف های که داش آکل گفته به طوطی طوطی تکرار میکنه