من تعاریف زیادی از این کتاب شنیده بودم
و انگار هر فردی که خود را کتابخوان میداند این کتاب را خوانده است
و این دو علت باعث شدند که من شروع به مطالعه این کتاب کنم.
متاسفانه قسمت «نشسته بودن دختر سیاه پوش جلو در و بعد از مرگ او در تخت خواب و....» تقلیدی از یک اثر آلمانی بود که در حال حاضر نام نویسندهاش را فراموش کردم.
عملا زندگی که نویسنده توصیف کرده_ زنی که با همه به غیر از او هست_ بنظرم از عقدههای روانی درون نویسنده برمیخیزد و هیچ اعتبار ادبی ندارد!
و انگار هر فردی که خود را کتابخوان میداند این کتاب را خوانده است
و این دو علت باعث شدند که من شروع به مطالعه این کتاب کنم.
متاسفانه قسمت «نشسته بودن دختر سیاه پوش جلو در و بعد از مرگ او در تخت خواب و....» تقلیدی از یک اثر آلمانی بود که در حال حاضر نام نویسندهاش را فراموش کردم.
عملا زندگی که نویسنده توصیف کرده_ زنی که با همه به غیر از او هست_ بنظرم از عقدههای روانی درون نویسنده برمیخیزد و هیچ اعتبار ادبی ندارد!