کتاب جالبی بود. رنجهای انسانی که با خودش هم رودربایستی دارد و نقش قربانی را بازی میکند. سرشار از خشم و حقارت که حتی توانایی حفظ زندگانی خود را ندارد و با وجود کوه یخی بزرگ عدم اعتماد به نفس تنها نوک کوه را میبیند و مشکل را در دیگران جستجو میکند. تکرار اشتباهات پیشن تائید کننده این حقیقت است که اگر خود انجام برای تغییر زندگانی اقدامی نکند، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.