خوب یک داستان سور رئال برای بیان حقیقتی که در زندگی افراد ضعیف یا رعیت حاکمه! قانونی که مدعی کنندگان و محافظانش آنرا صرفا جهت نمایش دادن ارائه میکنند نه برای ورود رعیا برای بدست آوردن حق! قانون نمایش حاکمیت در اقتدار، اقتداری یک طرفه! به قول فاشیستها نون تو مال منه، و قانون رو من برای تو وضع میکنم و من به تو میگویم! و تو فقط دور خطی هستی که من میکشم! کافکا به نوعی عقیده فاشیستی ادوار خودش و یا آینده رو به داستان کشید! بسیار زیبا و بسیار محسوس! (صداپیشهها هم بسیار ضعیف)