عالی بود کلارا» که مستأصلانه در تلاش است تا وضعیت مالی خانوادهاش را بهبود ببخشد، جای «کلارای» دیگر را به عنوان خدمتکار زنی اشرافی و رعب انگیز به نام «مارگارت کارنگی»، مادر «اندرو» و «تام»، میگیرد. تحصیلات و هوش «کلارا» باعث میشود رازش پنهان باقی بماند، و حتی «اندرو» به او علاقه پیدا کند. رابطهای احترام آمیز و حتی رمانتیک میان آنها به وجود میآید اما تفاوت در جایگاه اجتماعی، تصور هر نوع آینده برای این رابطه را نامحتمل میسازد خلاصه که به همه پیشنهادش میکنم.