این دومین کتاب است که از فریدا مک فادن میخوانم کتاب قبلی که خواندم بخش دی بود که داستان ان نیز سناریویی شبیه همین داستان داشت فقط فرقی که داشت این بود که ان در بیمارستان رخ داده و این در یک جنگل. اگر قصد مطالعه این کتاب رو دارید شک نکنید که با کتاب معمایی رو به رو میشوید که سعی دارید هر چه زو تر پایان این کتاب رو بخوانید. داستان جنجالی این کتاب واقعیت غیر قابل انکاری رو در دنیای غرب نشان میده که این موضوع چه بلاهایی میتواند بر روی زندگی خانوادگی افراد داشته باشد و ما در این کتاب این واقعیت رو عامل اصلی قاتل در انجام دادن قتلها مشاهده میکنیم این عامل چیزی نیست جز خیانت زن و شوهر به هم. اگر حوصله سخنان من رو دارید این رو هم اضافه کنم که ما مسلمانها خوشبخت رین آدم های روی این زمینیم به این خاطر که این قدر که در دین ما بر روابط سالم زناشویی تاکید شده است در هیچ فرهنگی ما این موارد را مشاهده نمیکنیم ممکن است در فرهنگهای دیگر از این روابط به عنوان آزادی یاد شود ولی آنچه که عیان است این است که این آزادی درنده است و مثل حیوان وحشی اگر قفسش باز باشد همه را میدرد این هوای نفس هم اگر محدود نباشد انسان را نابود میکند