یک داستانِ کاملا مفهومی، کسی که این شرایط رو زندگی کرده باشه و در این شرایط بوده باشه کاملا درکش میکنه و با مرد همزادپنداری میکنه، آدمی که یک جایی از زندگی از همه چیز می بره و نمیتونه به مسائل دیگه فکر بکنه، داستان قابلیت این رو داره که آدم رو به خلأ ببره، ولی بازیگران متن (مخصوصا بازیگر راویِ آقا) اصلا گفتار جالبی نداشت و صدای برخورد لبها با لثهها کاملا شنیده میشد و اصلا حس جالبی رو منتقل نمیکرد