اوه کتاب غم انگیزی هست، به طوری الان هم که دارم بهش فکر میکنم خوندن این کتاب رو نوعی خود کشی روح به حساب میارم
ولی کلیت داستان ما رو از جزئیات دور کرد، مثلا غزل دختری بود، که هر روز با سروش و دوستش میرفت بیرون آیا خانوادهای وجود نداشت که به اون نظارت کنه!!؟
ولی کلیت داستان ما رو از جزئیات دور کرد، مثلا غزل دختری بود، که هر روز با سروش و دوستش میرفت بیرون آیا خانوادهای وجود نداشت که به اون نظارت کنه!!؟