به نظر من شخصیت داستان دچار یه تنهاییه عمیقه و بارها خواسته با کسی جفت بشه (عاشق بشه) ولی هر بار تنهاش گذاشتن، بخاطر همین تعجب میکنه ک ماهی جفت داره، امیدوار میشه به اینکه هنوز میتونه عاشق بشه و احساساتش نمرده ولی بعد که واقعیتو میفهمه تموم تجربیات تلخش براش یاداوری میشه و به خودش میگه نه، هیچ کس جز خودم، با من نمیمونه، شایدم یه کمال گرا باشه چون کسی رو ۱۰۰ درصد شبیه خودش پیدا نکرده، رابطهی نافرجام داشته