داستان دربارهی سه دانشجو است که به سفر پژوهشی رفتهاند که دو نفرشان زن و شوهری در آستانهی جدایی هستند و بچهای کوچک دارند و گویا قصد بورسیه شدن در دانشگاهی در کشوری دیگر دارند و هرچه مرد سعی میکند کدورت بوجود آمده بین او و همسرش را از حل کند راه به جایی نمیبرد و زن هیچ توجهی به او ندارد و بیشتر توجهش به آن دانشجوی دیگر است و.... دوست داشتم داستان ادامه پیدا میکرد تا به نتیجهای میرسید وشنونده رامنتظر نمیگذاشت. با تشکر از کتابراه و آرزوی موفقیت برای نویسنده.