یادش بخیر این داستان رو در کتابهای درسی خوانده بودم (امیدوارم هنوز حذفش نکرده باشن) داستان کوتاه و جذابی است از برباد رفتن سالهای جوانی بر اثر یک هوس و یک اشتباه. حالا که پس از سالها دوباره داستان را شنیدم به یاد این مصرع افتادم که میگفت: شب شراب نیرزد به بامداد خمار. روایت خوب بود. با سپاس از کتابراه.